بابا صفرى

57

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اين دسته از محققان اورارتوها را شاخه‌اى از نژاد آريا ميدانند و معتقدند كه آنها اولين جماعتى بوده‌اند كه با ذوب آهن و تغليظ آن فولاد ساخته‌اند و كورهء فولاد سازى آنها ، كه چندى است در ارمنستان كشف شده است ، هم اكنون مورد مطالعه و بررسى باستانشناسان مىباشد . گرچه بررسى اين كورهء فولادسازى ، كه بمنزلهء يك سند و مدرك تاريخى است ؛ و يا مطالعه در استخوانهاى كسانى از آن قوم ، كه در كاوشها بدست آمده است ، دانشمندان امروزى را بدرجهء تمدن و علم و صنعت پنجهزار سال پيش اورارتوها و از نژاد آريائى بودن آنها آگاه ميسازد ولى تأسفا مدرك و سندى در دست نيست كه بطور قطع اينان را از زبان آنها مطلع گرداند . اگر تاريخنويسان و دانشمندان ، به علت گذشت زمان زياد و فقدان مدارك و آثار ، از زبان اورارتوها اطلاعات كافى و كامل ندارند در عوض بزبانهائى كه آريائىهاى قرون بعد در ايران بدانها سخن ميگفته‌اند تا حدى آشنائى دارند و بطور كلى آنها را زبان آريائى ميخوانند و چون خود آرياها را در فلات ايران ، از چهارده قرن پيش از ميلاد ، بدستجاتى نظير مادها ، پارسها و پارتها تقسيم مينمايند زبانهاى باستانى را نيز ، با آنكه در اصل و ريشه يكى بوده است ، بسه شكل پارسى قديم ، اوستائى و پهلوى منقسم ميدانند و بيشتر زبانهاى كنونى ايران را شاخه‌هاى دگرگونه گشتهء آنها ميپندارند . پارسى قديم بيشتر مخصوص پارسىها و هخامنشىها ، پهلوى زبان اشكانيان و ساسانيان بود و زبان اوستائى بوسيلهء مادها به كار ميرفت كه محل استقرار آنها آذربايجان و قسمتهاى ديگرى در مغرب و شمال غربى ايران كنونى بود . زبان اخير از آنجهة كه اوستا ، كتاب دينى زردشت ، بدان نوشته شده است به زبان اوستائى معروف گشته است . زيرا چنان كه قبلا هم گفته‌ايم اين پيامبر ايران باستان از آذربايجان و باحتمال قريب بيقين از مغان اردبيل و دامنه‌هاى كوه سبلان « 1 » برخاسته و بقول « دارمستتر » ، ايران‌شناس معروف فرانسوى ، كتاب خود را به زبان مردم محل

--> ( 1 ) - اردبيل در گذرگاه تاريخ . جلد اول . ص 12 .